<style type="text/css">.wpb_animate_when_almost_visible{opacity:1}</style> استراتژي‌هايي براي تصرّف ايران - آرمان صفایی
خانهمقالات استراتژياستراتژي‌هايي براي تصرّف ايران

استراتژي‌هايي براي تصرّف ايران

استراتژي‌هايي براي تصرّف ايران

شنيده‌ايم كه استرات‍ژي اصالتاً ريشه در ادبيات جنگ داشته و امروزه بسياري از آن اصول در دنياي كسب‌وكارها و حتي زندگي فردي ما وارد شده‌است كه هدف آن كسب برتري نسبت به رقباست.

بياييد يك جنگ پر از درس براي موفقيت در استراتژي كسب‌وكار و استراتژي زندگي فردي را بازخواني كنيم

روزگاري دنيا شاهد يك امپراتوري بود به نام هخامنشي كه قدرت و عظمتي داشت كه هيچ قبيله يا حاكمي شهامت نگاه بدخواهانه به اين امپراتوري را نيز نداشت.

در گوشه‌اي ديگر دنيا شاهد نوجواني بود به نام اسكندر كه در سن ۲۰ سالگي كه پدرش به قتل رسيد به فرمانرايي مقدونيه رسيد. اسكندر جواني بود با روياي فرمانروايي بر دنيا و همچنين داراي يك اراده مصمّم براي نيل به اهداف. وي بلافاصله پس از آغاز حكمراني خود به سازماندهي مجدد ارتش خود پرداخت و عناصر غيروفادار را حذف كرد و اوضاع كشور را به خوبي در دست گرفت و حال شروع كرد به هدف‌گذاري، “فرمانروايي بر دنيا” (اقدام يك). اسكندر آغاز به كار كرد، ابتدا بسياري از قبايل را بدون جنگ و با “ايجاد همكاري‌ها و مشاركت‌هايي متحد خود ساخت”(اقدام ۲). تا با ارتشي بزرگتر به سمت رقيب اصلي خود برود يعني امپراتوري پارس.

از سويي ديگر داريوش نيز هنگامي كه شنيد اسكندر به كشور او هجوم آورده است فوراً تمام نيروي خود را به كار گرفت و ارتشي يك ميليون نفري در مقابل ارتش ۵۰ هزار نفري اسكندر آماده ساخت.

اسكندر سخنران فوق‌العاده‌اي بود و روز قبل نبرد استراتژي خود را براي سربازان خود شرح داد و به آن‌ها گفت كه “ارتش هخامنشي از قبايل و فرهنگ‌هاي متفاوتي هستند و تنها وجه اشتراك آنان وفاداري به داريوش است” بنابراين با قتل داريوش همگي پراكنده خواهند شد لذا استراتژي آنها حمله به قلب سپاه پارس بود.(اقدام۳)

روز نبرد، داريوش با آرايشي ساده اما محكم يك ديوار عظيم انساني ساخته بود اما اسكندر به ‌علت “تمركز” بر روي هدف خود يك آرايش مورب “جديد” را به‌كار گرفت (اقدام ۴).سپس اسكندر با شروع جنگ ارتش خود را به يك‌باره به جناح راست در محلي ناهموار گسيل داشت كه “مزيتي براي سواره‌نظام‌هاي او” تلقي مي‌شد(اقدام ۵) و شكست‌ناپذيري ارابه‌هاي ارتش پارس را درهم‌شكست.حمله ارتش اسكندر از جناح‌ راست، سپاه پارس را گيج كرد چرا كه عده‌اي به جلو حمله‌ور شده‌بودند و عده‌اي به جناح راست كه اين شكاف ايجادشده، زمينه را براي نفوذ به قلب سپاه پارس و محل حضور داريوش فراهم ساخت. اسكندر با سواره‌نظامش با حمله‌ور شدن به قلب سپاه داريوش از يك ارتش ميليوني تنها با چند سرباز محافظ فرمانروا روبرو شدند كه آنها نيز دور داريوش را گرفتند و وي را فراري دادند. خبر اين فرار به سرعت پخش شد و آن سپاه عظيم از هم‌گسيخت و فرار پرسرعت آنان موجب كشته‌شدن بسياري زير دست‌وپاي همديگر شد.

اين‌گونه بود كه استراتژي‌هاي اين استراتژيست بزرگ اما جوان تاريخ بشر، بزرگترين امپراتوري دنيا را نابود ساخت و وي را فرمانرواي مسلم دنيا ساخت.

اما در اين رويداد بزرگ كه تا پيش از جنگ جهاني دوم نظيري نداشته است درس‌هاي استراتژيكي از ۵ اقدام مذكور اسكندر برداشت مي‌شود:

اقدام اول اسكندر و درس اول

تحليل و شناخت دقيق خود و موقعيت كنوني ما و درك عميقي از نقاط قوت و نقاط ضعف و فرصت‌ها و تهديدهاي محيطي و همچنين داشتن يك چشم‌انداز و نقطه مطلوبي كه مي‌خواهيم به آن برسيم موجب موفقيت ماست همانگونه كه اسكندر به بازسازي ارتش خود ساخت و چشم‌انداز فرمانروايي دنيا را براي خود برگزيد.

اقدام دوم اسكندر ودرس دوم:

همكاري و يا اتحادهاي استراتژيك با افراد و يا سازمان‌هاي ديگر و يا حتي برخي از رقبا موجب قوت و قدرت بيشتر ما خواهد شد. كما اين كه اسكندر بدون همكاري با قبايل ديگر نمي‌توانست تعداد زيادي نفر داشته باشد.

اقدام سوم اسكندر و درس سوم :

تحليل دقيق بازار و شناخت همه‌جانبه نسبت به نقاط ضعف و قوت رقبا موجب انتخاب بهتر استراتژي‌هاي رقابتي مي‌شود و در ادامه يكپارچه‌سازي و انگيزه‌داشتن منابع ما شامل منابع انساني (سربازان اسكندر)و سرمايه‌ها جهت رسيدن به هدف موجب موفقيت ماست.

اقدام چهارم اسكندر ودرس چهارم:

اسكندر با تحليل دقيق خود و شناخت عميق از كاري كه مي‌خواهد انجام دهد يك استراتژي برگزيده بود اما مهمتر از آن تمركز روي همان استراتژي بود. بسياري از ما هدفمان را براي موفقيت برگزيده‌ايم اما بسياري از اتفاقات يا اقدامات روزمره ما، تاثير مستقيمي روي اهداف ما ندارند و يا حتي ما را از آن دور خواهند كرد.

نكته ديگر نوآوري اسكندر در آرايش بود كه باعث به‌دست گرفتن ابتكارعمل در جنگ بود و خود ما نيز در زندگي شاهد مثال‌هاي بسياري هستيم كه چطور نوآوري در يك حوزه‌اي كه حتي كاملاً اشباع شده است موجب موفقيت چشم‌گيري خواهد شد.

اقدام پنجم اسكندر و درس پنجم :

و در نهايت اين كه اسكندربا شناخت دقيق خود دانست كه منابع كليدي و منحصر به‌فرد او سواره‌نظامش هستند كه قطعاً در يك محل ناهموار كارايي بسيار بهتري نسبت به پياده نظام داريوش خواهند داشت واين موجب كسب مزيت رقابتي موثري در مقابل رقيبش به او داد. در كسب‌وكار و زندگي فردي نيز ما ميتوانيم با شناخت نقاط قوت منحصر به فرد خود نسبت به همگي رقبا مزيتي داشته باشيم كه هميشه ما انتخاب شويم و برترين باشيم.

 

 

 

برچسب‌ها: , , ,

نظر

نظرتان را بگویید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

العربيةEnglishفارسیTürkçe