<style type="text/css">.wpb_animate_when_almost_visible{opacity:1}</style> مدل فریمیوم - آرمان صفایی

مدل فریمیوم

مدل فریمیوم





فریمیوم

 

چرا آخه این همه پیشنهاد رایگان

امثال ماهایی که روزانه شاید بیشتر از ده‌ها بار گوشی‌مون رو بی‌جهت چک می‌کنیم و با انواع اپلیکیشن‌ها و سایت‌ها، سعی می‌کنیم تا جای ممکن نیازامون رو برطرف کنیم، موضوعی مشترک بین اکثریت این سایت‌ها و اَپ‌ها مشاهده می‌کنیم و اون رایگان بودنه. این‌بار دقت کنین و ببینین روزانه با چقدر سایت‌ها و اپ‌های رایگان درگیر هستین! سایت‌هایی که خدمات گاهاً بسیار ارزنده‌ای رو رایگانو بی‌توقع ارائه می‌کنن. می‌خواهیم به این بپردازیم که چگونه در فضای کسب‌وکارهای آنلاین و نرم‌افزارها و اَپ‌ها، این همه خدمات خوب رو به ما رایگان میدن به‌گونه‌ای که گاه اونارو به مثابه یک خیریه می‌پنداریم نه یک کسب‌وکار در حالی که همیشه شنیده‌ایم هیچ گربه‌ای برای رضای خدا موش نمی‌گیره. پس موضوع چیه ؟

۶ مدل کسب‌وکار عمده وجود داره که کسب‌وکارهایی که خدماتی رو رایگان ارائه می‌کنن، حتماً از یکی از اونا استفاده می‌کنن که چرخ کارشون می‌چرخه. (این ۶ مدل رو می‌تونین درسایت شخصی من مطالعه کنین با گوگل کردم اسم بنده.) اما یکی ازاین ۶ الگو رو می‌خوایم این‌جا دربارش صحبت کنیم به نام فریمیوم.

فریمیوم

توضیحات چگونگی کارکرد این بیزینس مدل، در نام اون مشخص هست. فریمیوم ترکیب دو واژه Free و Primium هست که به معنی رایگان و ویژه ( پولی) هستن. ترکیب این دو واژه به‌این معناست که کسب‌وکارهایی که از این الگو بهره می‌برن معمولاًتا یک سطحی از خدمات خودشون رو به صورت رایگان ارائه می‌کنن که این خدمات به خوبی کار می‌کند و باکیفیت است نه این که بنجول باشد اما محدودیت‌هایی را تعمداً برای آن قرار میدن تا کاربران رایگان رو به مشتریان پریمیوم و پرداخت‌کننده راهنمایی کنن.

اگر بخوایم خیلی فوری چگونگی این بیزینس مدل براتون مشخص بشه، می‌تونیم به اپ‌های پرداخت‌ درون‌برنامه‌ای کافه‌ بازار اشاره کنیم. اپ‌هاییکه تا بخشی از خدمات خودشون رو رایگان عرضه می‌کنن اما برخی امکانات آن قفل است و نیاز به ارتقا به نسخه کامل دارد.

شاید مثال پرکاربرد دیگری در زندگی ما، نرم‌افزارهای تحت ویندوزی باشن که یک نسخه آزمایشییا ۳۰روزه داشتن و برای عبورازاین محدودیت باید از مشتریان رایگان به مشتریان پریمیوم تبدیل می‌شدیم. در فضای کسب‌وکارهای آنلاین مثال‌های بی‌شماری ازاین بیزینس مدل وجود داره اما دراپ‌باکس، میلرلایت، اسکایپ، اِوِرنوت تا فیلیمو، دیوار، زرین‌پال، متمم، تسکولو و … .

اگرم یه مثال غیراینترنتی بخوایم ارائه کنیم میشه به صنعت موسیقی ما در سال‌های قبل اشاره کرد که در اون خوانندگان، آثار خوشون رو منتشر می‌کردن و همگی مخاطبانشون به طور رایگان دانلود می‌کردن ( خب این بخش رایگان کسب‌وکار اونها) اما برای حضور در خدمتی دیگر یعنی اجرای زنده و کنسرت مشتریان باید پرداخت داشته‌باشن (بخش پولی کسب‌وکارشون).

نکات این مدل

این مدل کسب‌وکار در این سال‌ها به طور خیلی چشمگیری استفاده شده خصوصاً برای استارتاپ‌های در مراحل آغازین. این استارتاپ‌ها برای اینکه بتونن زودتر پایگاه مشتریان ایجاد کنن و یا این که محصولشون رو در بازار تست کنن و فیدبک بگیرن به سمت این الگو میرن، اما باید این نکته این خوب دقت کرد که بالا بردن نرخ تبدیل کاربران رایگان به پولی کار بسیار دشواری است. اگر بخوایم ذهنیتی از این دشواری به شما داشته باشیم، باید بدونیم که در صورت عالی و بی‌نقص بودن خدمات پولی‌مون و درکشورهایی با فرهنگ خرید اینترنتی غنی‌تر میانگین نرخ تبدیل مشتریان رایگان به پولی تنها ۱۰ درصد است واین به‌این معناست که دراستارتاپ‌هایی که هنوز به همخوانی محصول/بازار خودشون نرسیدن و محصول ارزش‌آفرینی ندارن باید در محاسباتشون نرخ تبدیل‌هاییدر حدود زیر ۳درصد رو درنظر بگیرن. یعنی همه هزینه‌های کسب‌وکار شما و ارائه خدمات به باقی کاربران رایگان رو باید این ۳درصد بپردازن به علاوه سود انتظاری شما رو.

بنابراین در استفاده از این مدل کسب‌وکارموارد ایمنی رو رعایت بفرمایین و به هر قیمتی که شده خدمات خودتون رو برای جذب کاربران بیشتر، رایگان نکنید و در ازای اون تلاش کنین تا محصولتون بیشتر و بیشتر خریدنی باشه و بیرزه تا ازهمون ابتدا مشتریان درست‌تر و به‌دردبخورتری بدست بیاریم.      

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , ,

نظر

نظرتان را بگویید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

العربيةEnglishفارسیTürkçe