<style type="text/css">.wpb_animate_when_almost_visible{opacity:1}</style> چرا اسنپ و تپ30 به جای ورود به دو شهر متفاوت، هر دو به طور نسبتاً هم‌زمان به اصفهان وارد شدند؟ - آرمان صفایی
خانهمقالات استارتاپ استراتژيچرا اسنپ و تپ۳۰ به جای ورود به دو شهر متفاوت، هر دو به طور نسبتاً هم‌زمان به اصفهان وارد شدند؟

چرا اسنپ و تپ۳۰ به جای ورود به دو شهر متفاوت، هر دو به طور نسبتاً هم‌زمان به اصفهان وارد شدند؟

چرا اسنپ و تپ۳۰ به جای ورود به دو شهر متفاوت، هر دو به طور نسبتاً هم‌زمان به اصفهان وارد شدند؟

چرا اسنپ و تپ۳۰ به جای ورود به دو شهر متفاوت، هر دو به طور نسبتاً هم‌زمان به اصفهان وارد شدند؟

پاسخ دکتر فرداد زند به این سؤال:

عامل کلیدی و مهم در پشت چرخه موفقیت (virtuous cycle) صنعت car-hailing، چگالی جغرافیایی است که به طور مستقیم با اثرات شبکه‌ای ارتباط دارد. در این صنعت، اثرات شبکه‌ای به‌وسیله زمان کارکرد مفید رانندگان (utilization)، زمان انتظار مسافران و پوشش جغرافیایی سرویس به وجود می‌آید.

زمانی که نوبت انتخاب شهر بعدی می‌رسد نیز پارامترهای کلیدی متنوعی بررسی می‌شوند؛ مانند اندازه بازار به نسبت جمعیت، نفوذ اینترنت، میزان نفوذ تلفن‌های هوشمند، کیفیت اینترنت، حساسیت قیمتی کاربران هدف به نسبت گزینه‌های جایگزین، وجود گروه‌های کاربران خاص مانند گردشگران و موانع خاص ورود به بازار نظیر موانع رقابتی، فرهنگی، قانونی و …

 با توجه به این مقدمه، شروع هر دو کسب‌وکار از شهر تهران نیاز به ذکر دلیل خاصی نیست و امری بدیهی به نظر می‌رسد. بعد از تهران، قاعدتاً کرج به عنوان یکی از پنج شهر بزرگ کشور و به‌عنوان مکانی که رفتار کاربران شباهت زیادی به تهران دارد، مقصد مناسبی به نظر می‌رسید. همچنین نزدیکی این شهر به تهران، موجب می‌شد گسترش فعالیت‌های جغرافیایی به این شهر، هزینه زیادی لازم نداشته باشد. آنچه که در عمل اتفاق افتاد نیز، گسترش فعالیت‌های جغرافیایی اسنپ و تپ۳۰ به کرج بود.
بعد از گسترش جغرافیایی به کرج، با توجه به عوامل کلیدی لازم برای شکل‌گیری چرخه موفقیت، هدف، می‌بایست شهرهای بزرگ بعدی باشد که به ترتیب اولویت می‌توان به مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز، اهواز، قم و … اشاره کرد.
در اینجا اگر با دیدگاه نظریه بازی‌ها به مسأله نگاه کنیم، با فرض در نظر گرفتن بازار به مانند یک مارکت باینری، اسنپ و تپ۳۰ دو راهکار داشته‌اند:
۱- هر دو با هم سرویس خود را به یک شهر بزرگ گسترش دهند.
۲- یکی از کسب‌وکارها به یک شهر بزرگ و دیگری به شهر دیگری گسترش پیدا کند.

 

جمع‌بندی:

به نظر من، اسنپ و تپ۳۰ به این جمع‌بندیِ درست رسیده‌اند که در این شهرهای بزرگ اگر رقیب وارد شود و آنها به موقع وارد نشوند، بخش قابل توجهی از بازار را از دست می‌دهند؛ بخشی که بازپس‌گیری آن نیازمند هزینه‌های زیادی است. از این نظر، این کسب‌وکارها ترجیح می‌دهند هزینه رقابت را بپردازند تا حداقل بخشی از بازار این شهرهای بزرگ را در اختیار داشته باشند. ضمناً شاید اگر هر دو رقیب بر سر یک میز می‌نشستند، به تقسیم بخش‌هایی از کشور روی می‌آوردند اما در شرایط فعلی، اتفاقی شبیه prisoner’s dilemma میفتد و دو رقیب مجبورند با فاصله خیلی کمی به یک شهر بزرگ وارد شوند.

حضور هم‌زمان هر دو در یک شهر، چندان دور از ذهن نیست و کاملاً توجیه‌پذیر است. ولی پیش‌بینی من این است که بعد از این چند شهر بزرگ، الگوی گسترش جغرافیایی در شهرهای دیگر مشابه الگوی فعلی نخواهد بود و اسنپ و تپ۳۰ با توجه به میزان موفقیتی که در گسترش جغرافیایی سرویس خود به هر یک از این شهرها کسب کرده‌اند و توجه به هزینه مالکیت یک مشتری (CAC) در این شهرها به شهرهایی که احتمالاً زیر یک میلیون نفر جمعیت دارند، می‌روند اما در این چند شهر بزرگ احتمالاً در همه شهرها به‌طور هم‌زمان یا با فاصله زمانی نسبتاً کمی حضور پیدا خواهند کرد.

اما چرا اصفهان؟

در نگاه اول مشهد گزینه بهتری به نظر می‌رسد. چه از نظر توریستی بودن، چه از نظر اندازه بازار و … . شاید بتوان گفت یکی از عواملی که اصفهان را نسبت به مشهد ارجح می‌کند، بحث حساسیت قیمتی بیشتر مردم اصفهان نسبت به مشهد است. البته این مطلب را طی روزهای آینده به طور جداگانه بررسی خواهیم کرد.

نهایتاً توجه به این نکته لازم است که تحلیل‌های ما، تحلیل‌ اتفاقات بعد از وقوع است و نوعی نظریه‌پردازی است. بخش مهمی از استراتژی، غیر از مباحث علمی هنر است. اسنپ و تپ۳۰ که جای خود دارند؛ بعضاً شرکت‌های خیلی بزرگ هم در تعیین استراتژی خود اشتباه می‌کنند و هیچ گاه نمی‌توان به قطعیت گفت آیا این استراتژی کاملاً بهینه است یا خیر.

 

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , ,

نظر

نظرتان را بگویید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

العربيةEnglishفارسیTürkçe